تا وقتی پشت نیمکت به درسهای معلم گوش میدیم ، در دل برای تابستان روزشماری میکنیم. اما از اون طرف تا دو روز تو خونه تا لنگ ظهر می خوابیم، برای اول مهر روزشماری میکنیم. و هر سال به همین ترتیب میگذره....
همیشه ماه امتحان ها (بر عکس خیلی ها!) برام شیرین بود... تابستان من از اون موقع شروع میشد... فصل بستنی های یخی ، گرما، کولر ، سفر و دلنشینی....
یادمه پارسال همین موقع ها بود... صبح زود (البته در مقیاس تابستان !!!) میرفتیم پارک، جایی که شادابی و نشاط توش غوطه ور بود. زیر سایه ی خنک درخت ها، خستگی یک ساله ی تحصیلی رو در میکردیم. در راه برگشت ، دو تا نان داغ بربری برای صبحانه می خریدیم. صدای بلندگو های «خریداریم »های گذری که سکوت کوچه رو بر هم میزد ، آسفالتی که به خاطر آب جاری شده از زیر در های خونه تکه تکه خیس شده بود ، نسیم خنکی که لا به لای مو هامون می پیچید ، آواز ملایم گنجشک ها که با صدای موج جوی ها در می آمیخت ، همه و همه دست در دست هم ما رو تا خونه که سماور قلقل کنان با چای لبسوزش انتظارمان رو می کشید ، همراهی میکردند. خدایا یادش به خیر ...
اما اینجا چطور؟!؟ گذروندن تمام وقت پشت کامپیوتر و بازی با آن و پرسه تو خیابون ها کار تابستونی اکثر بچه های اینجاست. اونایی که درسی رو تجدید شدند ، تو مدرسه های تابستانی یک ماه از تابستونشو میگذرونن . اونایی هم که کار میکنن از صبح تا شب ممکنه در گیر باشن.
همه ی این ها رو گفتم... ولی خب امسال اون حال و هوای تابستان رو اصلاً ندارم. چشم رو هم میذارم دو ماه ناقابل هم تموم میشه و میره ... ان شاءا... که بیشتر در خدمتتون هستیم!!!
با اینکه حدود یه سالی هست که ما از ایران اومدیم بیرون, ولی هنوزم مثل قبل عاشق سینمای ایرانم و هر روز اخبارش را دنبال میکنم!
یکی از دوستام به نام \" سینما آزادی \" هم در ایران تو کار سینماست به نوع خودش!
من خودم آرزو میکنم که کاش ایران بودم و تو این برنامه شرکت میکردم ولی حال که نیستم, از شما سنیمایی های خوبم در ایران میخوام که به جای من هم شرکت کنین! ! !
چه برنامه ای؟
اینکه در روز 27 خرداد همگی بریم سینما! ! ! من که شخصا" فکر میکنم برنامه ی جالبیه!
برای اطلاعات بیشتر لطفا به روز نام های کثیرالانتشار , . . . . . . ببخشید! به این وبلاگ که البته لینکش در پیوند ها هست مراجعه کنید!
شاد باشید با فیلم های رو اکران! ! ! ! ! !