تبليغاتX
وب کوچولو

  بالاخره رسیدیم خونه... اما صدقه سری پیاده روی های چندین ساعته نمیتونم دیگه راه برم از درد پام... بگذریم...

این عکس های مکان هاییست که دیدیم و من قولش رو داده بودم. امیدوارم لذت ببرید...

 

 ورودی باغ چینی ها در مجموعه ی باغ بوتانیکال.

 

 

 

 

 

 

   مجموعه استادیوم المپیک مونترال در کنار برج مونترال.

 

 

 

 

 

  شهرداری شهر مونترال. ساختمانی بسیار قدیمی در محله قدیمی مونترال.

 

 

 

 

 

 

 

 کلیسای سنت جوزف .

 

 

 

 

 

 اگه عکس بیشتری میخواین توی دنبالک موضوع هست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387ساعت توسط ماموت |

  دیشب آنقدر خسته و خواب آلود بودم که توان به روز کردن نداشتم٬ اما در عوض امشب با یک تیر دو نشان میزنم!!!

دیروز: ساعت ۱۲ ظهر تازه رفتیم بیرون! قرار شد تا سری به باغ بوتانیکال بزنیم. محلی بسیار بزرگ و وسیع٬ شامل انواع باغ٬ باغچه٬ گل و گیاه. چند ساعتی راه رفتیم و دیدن کردیم تا آخر سر واقعا" نیاز پیدا کردیم تا استراحت کنیم. بعد از آنجا که خودش نیمی از روز ما رو پر کرد ٬ خواستیم بازدیدی هم از استادیوم المپیک مونترال  داشته باشیم اما به دلیل دیر رسیدن نتونستیم وارد ساختمان اصلی شویم. شب هم خانه ی یکی دیگه از دوستانمون دعوت بودیم که از رستورانی ایرانی به نام کباب سرا شام گرفتیم . چیزی که توجه من رو جلب کرد مدل خانه در شهر بود. اکثر آنها چندین پله میخورد تا به در اصلی خانه برسیم. واقعا" جالب  بود.

امروز: طبق معمول دیر از خواب بیدار شدیم و ظهر از در رفتیم بیرون. بعد از گذری در خیابان های شهر ٬ راهی پارک بزرگ مونترال به نام مونت-رویال شدیم. باز بعد از ساعتی پیاده روی به قسمتی رسیدیم که منظره ی شهر کامل از بالا پیدا بود. سپس با ادامه ی پیاده روی از خیابان دانشگاه مک گیل گذشتیم و به مرکز شهر رسیدیم بعد از کمی گشتن به همراه دوستمون سری به سوپر ایرانی اینجا به نام اخوان زدیم. و بعد به دیدن کلیسای سنت جوزف رفتیم . شب رو هم باز مهمان بودیم!!! 

فردا صبح نیز ان شأال... راهی خانه........!!!! 

+ نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1387ساعت توسط ماموت |

   با توجه به دیر خوابیدن شب قبل ٬ صبح هم دیر بیدار شدیم. البته صبح که چه عرض کنم٬ ظهر! ساعت ۱۱ و نیم دوازده. بعد از خوردن مختصر ساندویچی زدیم بیرون!

   قدم زنان تا موزه ی هنر های معاصر و محل برگزاری فستیوال جاز رفتیم. موزه که خب مثل بقیه موزه ها ٬ بلکه هم عجیب تر! یعنی در نظر ما خیلی تخصصی بود! از شانس ما هم تمام روز بارون بارید...  همچنان قدم زنان از محله چینی ها گذشتیم و به شهر قدیمی مونترال که دم بندری کوچک بود٬رسیدیم و تا عصری در خیابان های آنجا که مانند محله های اروپایی ست راه رفتیم و از مغازه ها دیدن کردیم. در این میان سری هم به کلیسای قدیمی نتردام زدیم٬ که مانند نتردام اصلی در پاریس نام گذاری شده بود. بعد به همراه یکی از دوستان شامی خوردیم و همه ی منطقه های قبلی رو در شب قدم زدیم و برای مدتی نیز به موزیک هایی که برگزار میشد گوش کردیم. و همانطور که قبل گفتم ٬ مردم تازه از ساعت ۱۱ و نیم شب می آمدن ٬ در حالیکه ما غرق خواب بودیم.

  موضوعی که کمی منو اذیت میکرد زبان فرانسه بود. استان کِبک بر خلاف بقیه کانادا زبان فرانسه زبان اول و انگلیسی زبان دوم است. البته اکثر مردم به هر دو زبان مسلط هستند.

یه عذر خواهی: قرار بود عکس بذارم . اما رابط دوربین همراه نیست و سعی میکنم برگشتم خونه براتون بگذارم. شرمنده!       

+ نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387ساعت توسط ماموت |

   به دلیل تعطیلی یه روزه ی بعد از دو روز آخر هفته (که می شه در جمع سه چهار روز!) به مناسبت روز کانادا ٬ ما هم برنامه ای ریختیم تا سفری به شهر مونترال ٬ که شرق تر از تورنتو است٬ داشته باشیم.

  بعد از ۷ ساعت رانندگی و گذروندن وقت در جاده٬ که البته معمولا" فقط ۵ ساعته٬ ساعت ۱ و نیم نیمه شب وارد شهر شدیم. آن هم مرکز شهر!  باور نمی کردم که الان نصفه شبه و وقت خواب! چون شهر مانند روز های کاری زنده و شلوغ بود٬ یه جورایی مثل ولیعصر ساعت ۶ عصر! خلاصه رسیدیم و جامونو گرفتیم. و من الآن دیگه باید بخوابم چون فردا میخواهیم بریم گردش! سعی می کنم در طول این ۳ روز٬روزانه درباره ی جاهایی که گشتیم و در صورت امکان همراه با عکس مطلبی بنویسم.

این هم عکسی که نمایان گر فاصله تورنتو تا مونترال است! 

 فعلا" شب خوش!

+ نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت توسط ماموت |

چند وقت پیش به این موضوع پی بردم که چقدر از فیلم دیدن توی کامپیوتر خسته شدم و دوست دارم برم سینما! منظورم دیدن فیلم ایرانی در سینماست!!

بعد به این دقت کردم که چقدر با سینمادوستان داخل ایران تفاوت دارم! من همه ی فیلم های ایرانی ای که میبینم ٬ چه قدیمی چه جدید٬ از طریق اینترنت و کامپیوتره! (یه جورایی قاچاق فیلم!!! البته استغفرا...!) در حالیکه همه ی اون فیلم ها رو بقیه تو سینما در ایران دیدن. و تنها فیلمی که در سینما دیدم فیلم "سنتوری" ست٬ فیلمی که همه ی هموطنان عزیز داخل ایران از طریق سی دی های قاچاق دیدن! یعنی اینقدر اختلاف!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر1387ساعت توسط ماموت |