الآن هم خبر خاصی نیست. خبری نیست جز سرما و گسترش سرماخوردگی ( که گردنگیر من هم شد!)٬ به پایان رسیدن برلیناله٬ فجر و اسکار٬ گذر چشمگیر زمان و نوروزی که کمتر از یه ماه دیگه مهمون ماست. ... چه زود دیر میشه!
تو این مدت٬ به قضایایی برخوردم که منو به فکر فرو برد٬ و باعث شد از واقعیت های تحمیل شده یه ذره دلخور بشم. اما چه فایده!؟ وقتی همه ی این ها در حقیقت بی فایده ست چرا من این وبلاگ رو با این جور دلخوری ها پر کنم؟
شرمنده ... چیز دیگه ای ندارم که بگم٬ جز یه ایول به "میلیونر زاغه نشین" که هشت اسکار از جمله بهترین فیلم رو از آن خودش کرد...!